السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

162

تحرير الوسيله ( فارسى )

مادرش كه تذكيه شده ، بيرون آورده شود ؛ زيرا فقط با تذكيه حلال مىشود ، پس اگر تذكيه نشود حلال نمىباشد ؛ اگر چه بنابر اقوى تذكيه نشدن آن به جهت اين باشد كه وقت براى تذكيه نباشد ، ولى اگر از شكم مادر تذكيه‌شده‌اش مرده بيرون بيايد يا مرده بيرون آورده شود خوردنش حلال است و تذكيه‌اش به تذكيهء مادرش مىباشد ، ليكن شرطش اين است كه تامّ الخلقه باشد و مو يا كرك در آورده باشد و گرنه ميته مىباشد . و با وجود اين شرط ، در حلال بودن آن بنابر اقوى فرقى نيست بين اينكه روح در او دميده نشده باشد و بين اينكه داراى روح بوده و ليكن در شكم مادرش مرده باشد . مسأله 22 - اگر جنين در وقت ذبح يا نحر مادرش زنده باشد و بعد از آن ، قبل از آن‌كه شكم مادرش شكافته شود و از آن خارج شود ، بميرد بنابر اقوى در صورتى كه به شكافتن شكم مادرش ، مبادرت شود و حيات آن درك نشود ، حلال است . بلكه چنين است اگر مبادرت نشود ولى زايد بر مقدار متعارف در شكافتن شكم‌هاى ذبيحه‌ها بعد از ذبح تأخير نيفتد ؛ اگر چه احتياط ( مستحب ) مبادرت نمودن و عدم تأخير حتى به قدر متعارف است . ولى اگر زيادتر از متعارف تأخير بيفتد و قبل از آن‌كه شكم شكافته شود بميرد ، احتياط ( واجب ) ، اجتناب از آن است . مسأله 23 - هر حيوانى كه ذاتاً خوردن آن حلال است ، بدون اشكال ، تذكيه بر آن واقع مىشود ؛ اگر چه به عوارضى حرام شده باشد مانند حيوان جلّال ( نجاست خوار ) و وطى شده ، خواه دريايى باشد يا برّى ( خشكى ) ، وحشى باشد يا اهلى ، پرنده باشد يا غير آن ؛ اگر چه در كيفيت تذكيه مختلف مىباشند ؛ بنابر آنچه كه گذشت . و اثر تذكيه در حلال گوشت اين است كه گوشت و پوستش پاك مىشود و گوشتش در صورتى كه به عارضى حرام نشده باشد ، حلال مىشود . اما حيوان غير مأكول كه داراى خون جهنده نمىباشد تذكيهء آن در طهارت و حلال بودن آن اثرى ندارد ؛ زيرا او پاك است و خوردن آن در هر حال حرام مىباشد . و اما حيوان غير مأكولى كه داراى خون جهنده مىباشد چنانچه نجس العين باشد ، مانند سگ و خوك ، پس قابل تذكيه نمىباشد . و همچنين است حيوانات مسخ شده غير درنده مانند فيل و خرس و ميمون و مانند اين‌ها . و همچنين حشرات و آن‌ها